ازچشمانت فرو افتاده ام در گردابی تلخ

قلبم چون ناقوس کهنه میزند

به میدان این بحران

سر بر صورت اسب گذاشته ای چشم بر راه

زبور میخوانی برای دخترکان صحرا

مثل کوه استوار باش عاشق

مثل پاییز زردوعقلانی

سکوت در آستانه کوه تنه